مهدى مهريزى وهادى ربانى
37
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
كه با عبارات فقهى آشنا هستند و مسلّط و صاحب نظر ، مىدانند كه اين عبارات چه عبارتى است ) و مجاهدت در راه اعادهء مشروطيّت ، به منزلهء مجاهدت در ركاب امام زمان ( عج ) » . ببينيد اين فتوا يا حكم در حقيقت اعادهء مشروطيّت و اعادهء مجلسى است كه با گلولهباران از ميان رفته و برچيده شده است . مردم در شهرهاى مختلف با فتواى آخوند و علماى مدافع مشروطيّت برخاستند و قيام كردند . ستارخان ، باقرخان ، بختيارىهاى اصفهان و هر كسى در هر جا عمدتاً بر مبناى رسالت دينى با پاسخ به يك درخواست ، پاسخ به يك فتوا ، پاسخ به يك نظر و استمداد ، برخاستند كه مشروطيّت را برگردانند . در اين تلاش و فضا ، آخوند عنوان مىكند كه مجاهدت براى اعادهء مشروطيّت به منزله مجاهدت در ركاب امام زمان ( عج ) است . آخوند در ساير نوشتههايش نيز اين انديشه را عنوان كرده است . چنان كه براى نوشتههاى شاگردانش مانند ميرزاى نائينى و ملا محمّد اسماعيل غروى ، در تنبيه الامّة و تنزيه الملّة و اللئالى المربوطة فى وجوب المشروطة تقريظ نوشته شده است . در همه اين رسالهها ، مشروطيّت را نه به عنوان حكومت مطلوب قطعى ، نهايى و غير قابل خدشه در دورهء غيبت مىشمارد ، بلكه به عكس مخالفان ، معتقد است مبانى حكومت مشروطيّت در اين دوره ، آرام نوشتن است ، وكيل فرستادن است به مجلس ، و داشتن آزادى نه به معناى هرج و مرج ، بلكه به معناى رهايى از قيد استبداد ، نه بىبند و بارى و آزادى از قيد شرع . با اين مبانى ، از مشروطيّت دفاع مىكند . حالا مشروطيّت در عمل چه مىشود ؟ آيا پايبندى مىماند ؟ اينها بحث ديگرى است كه در چارچوبهاى نظرى نمىگنجد . در ديدگاه مخالف ، عدّهاى وجود دارند كه معتقدند يك حكومت دو قطبى بايد در دورهء غيبت سلطان ، قوّهء مجريه را متولّى باشد و مجتهدان ، قانون بنويسند و به سلطان ارائه كنند . در مقابل چنين نظام و الگويى از حكومت در دورهء غيبت ، آخوند از